به نام خدا
آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
آمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود
هم بحر پرگوهر شود هم شوره چون گوهر شود
هم سنگ لعل کان شود هم جسم جمله جان شود
گر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شد
اما دل اندر ابر تن چون برقها رخشان شود
زندگی در سرزمین چهارفصل، به ما آموخته که نه از سرمای خشک زمستان نا امید شویم و نه در گرمای طاقت فرسای تابستان، تاب و توان از دست دهیم. توالی زیبا و معنادار فصل های خلقت، نمادی از سنتهای حکیمانه خداوند رحمان است.
سال 1399 به عنوان سالی پرماجرا و عبرت آموز در تاریخ جهان و ایران، و در زندگی مردمان ثبت شد. در این سال، تمام دنیا صحنه نمایشی طولانی و جدی با عنوان سلامت عمومی بود، نمایشی بدون نمایشنامه، که هر یک از ما نقش خود را به دانش و انتخاب خود آفریدیم. صحنه های شوق برانگیز و افتخارآمیز بسیاری خلق شد، و البته، لحظات اندوهباری نیز به تجربه درآمد. دلاور مردان و شیرزنان همکارما، صبورانه پای سوگند خود برای محافظت از سلامت مردم ایستادند و در این معرکه، سیزده شهید مدافع سلامت به سرای جاودان کوچیدند تا برای همیشه ستارگان راهنمای ایثارگران صحنه سلامت باشند. به گمانم شکوهمندترین و زیباترین صحنه ها مخلوق همنوایی و همراهی همه بازیگران، اعم از مردم و مسئولان و کارکنان و دانشجویان و ... برای زندگی بهتر و سالمتر بود. قدردانی این وحدت بزرگ در توان زبان و قلم نیست و تنها از دست خدا که با جماعت است بر می آید.
و اینک دمیدن سبزه ها و نو شدن طبیعت، پیام آور روزگاری نو است. از عمق جان، خداوند را برای گردش فصلها سپاس می گویم و برای تمام مردم دنیا، ملت صبور ایران، و اعضای خانواده بزرگ دانشگاه روزگاری سرشار از سلامتی و شادکامی توام با تعالی می خواهم.
امید که غصه ها به سر آید و جهان آماده استقبال از بهار جانها، موعود هستی گردد و آخرین خم سربسته محمدی جهانیان را به معرفت و عدالت سرمست گرداند.